۱۰ کابوس وحشتناک دنیای ادبیات!

جان مولان منتقد نشریه گاردین ۱۰ کابوس برتر تاریخ ادبیات را انتخاب کرده است. در فهرست مولان آثاری از نویسندگان کلاسیک چون امیل زولا و مری شلی گرفته تا «هری پاتر و محفل ققنوس» نوشته جی کی. رولینگ دیده می‌شود.

کابوس وحشتناک ادبیات

10- «کلاریسا» نوشته ساموئل ریچاردسن


کلاریسا پیش از آشنایی با رابرت لاولیس خبیث کابوس ترسناک می‌بیند که درواقع هشداری است درمورد رابرت: «با چاقو قلبم را پاره پاره کرد و بعد مرا در گوری که کنده بود پرت کرد، کنار یکی دو جسد نیمه متلاشی شده دیگر. بعد با دست و پا به رویم خاک ریخت.»

9- «فرانکنشتین» نوشته مری شلی


ویکتور فرانکنشتین که شب و روز روی ساختن هیولای بی‌نام خود کار کرده به خواب می‌رود و رؤیایی می‌بیند که در آن کنار الیزابت، محبوبش است اما ناگهان زن به چهره مادر مرده‌اش درمی‌آید که کِرم از روی بدنش بالا می‌رود. ویکتور از خواب می‌پرد و هیولایش را می‌بیند که بالای سرش ایستاده است!

8- «اعترافات یک انگلیسی» نوشته توماس دوکوئینسی


دوکوئینسی مدت‌هاست فقط کابوس می‌بیند؛ «انگار که هر شب... به شکاف و ورطه‌ای تاریک و ظلمانی سقوط می‌کنم، در اعماق ظلمات، گویی رها یافتن من از این ظلمت ناممکن است. حتی با بیدار شدن هم حس رهایی نمی‌کنم.» کلمات القاکننده «تشویش خودکشی» هستند که باورنکردنی است.

7- «رنج‌های خواب» نوشته ساموئل تیلور کلریج


اینجا هم با گفتارهای موزون یک معتاد روبرو هستیم: «اشتیاق و نفرت غریبانه در هم تنیده‌اند / نقش بسته بر اشیاء باورنکردنی و نفرت‌انگیز». هر چه که کلریج را در خواب آزار می‌داده شرمی بود که روحش را می‌خورده است.

6- «بلندی‌های بادگیر» نوشته امیلی برونته


لاک‌وود بیچاره پس از سفری به بلندی‌های بادگیر در برف می‌ماند و مجبور می‌شود شب را همانجا سپری کند. او خواب می‌بیند که دستش را از پنجره بیرون گرفته و انگشت‌هایی یخ زده دست او را لمس می‌کنند. صدای گریه می‌آید و بعد ناگهان چهره ترسیده کودکی پدیدار می‌شود. این چهره کتی است و ادامه داستان توضیح این رؤیا است.

5- «موبی دیک» نوشته هرمان ملویل


ناخدا ایهب در خوابی آشفته و ترسناک فریاد می‌زند: «خدایا چه رنج های طاقت فرسا که باید بکشد مردی نرسیده به سودای انتقام. گویی شکافی دربرابرش گشوده می‌شود که از آن زبانه‌های آتش و نور کورکننده بیرون می‌زند و شیاطینی نفرین‌شده او را به درون آن‌ها سوق می‌دهد.» و همه این کابوس‌ها نتیجه سودای شکار یک نهنگ است.

4- «ترز راکن» نوشته امیل زولا


ترز به همراه لورن تصمیم گرفته شوهر بیمارش کامیل را غرق کنند، اما احساس گناه لورن را رها نمی‌کند: «خواب دید... که جسد مرد غرق شده روی تنش افتاده است و به او چسبیده.» لورن احساس نفرت و اشمئزاز می‌کند، عشق سوزان و مرگ سرد، گویی زندگی‌اش به خاتمه رسیده است.

3- «کابوس یک کودک» نوشته رابرت گریوز


لولویی مخوف کنار تخت کودکی ایستاده است و با صدای بی‌رحم و بی‌احساس می‌گوید: «گربه... گربه... گربه»، سال‌ها بعد این خواب کودک را که حالا شاعر شده و سرباز است رها نمی‌کند، او که مجروح شده و تحت تأثیر مرفین پزشک است خواب می‌بیند که صدایی به دفعات می‌گوید: «گربه... گربه... گربه...»

2- «دفترچه طلایی» نوشته دوریس لسینگ


آنا وولف که گذشته تلخی داشته در دفترچه‌ای آبی رنگ ترس‌هایش را می‌نویسد. در کابوس‌هایش مردی کوتوله تهدیدش می‌کند: «مسخره‌ام می‌کند، آزارم می‌دهد، کاش مرا می‌کشت، کاش مرگ سراغ من می‌آمد.» شاید وولف زندگی راحتی داشته باشد اما نه در خواب‌هایش.

1- «هری پاتر و محفل ققنوس» نوشته جی. کی. رولینگ


همیشه به کابوس‌هایتان اعتماد نکنید. هری در کابوس‌هایش ولدمرت و دیگران را می‌بیند اما اینها کابوس‌هایی ساختگی هستند که دشمن هری پاتر از اتاقک خود به سوی ذهن او می‌فرستد. مثلاً کابوس شکنجه شدن سیریوس به لک. هری پاتر به نجات سیریوس به لک می‌رود اما این یک دام است.

  • 0 امتیاز
  • 0/5
0 امتیازX
Very bad! Bad Hmmm Oke Good!
0% 0% 0% 0% 0%
0 امتیازX
Very bad! Bad Hmmm Oke Good!
0% 0% 0% 0% 0%
منبع فارسی خبرآنلاین

منبع اصلی The Guardian

درباره نویسنده

من امیر هستم، موسس این سایت. ۲۶ سال سن دارم و همیشه آرزو داشتم سایتی داشته باشم درباره عجیب‌ترین چیزهای دنیا. شاید این همون فرصت باشه.

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

avatar
 

wpDiscuz
error: Alert: Content is protected !!

عجیب‌ترین‌های جهان را در ایمیلتان داشته باشید