عکس-کاور-نوشتن
b1
خانه » کوتاه‌ترین داستان کوتاه ترسناک جهان!

کوتاه‌ترین داستان کوتاه ترسناک جهان!

b3

نوشتن

داستان فلَش، داستانک یا داستان کوتاهِ کوتاه، قالبی در داستان‌نویسی است که در چند خط یا حداکثر یک صفحه نوشته می‌شود و در پی یک کشف ضربه زننده‌است. این کشف می‌تواند غافل‌گیر کردن خواننده و ایجاد شوک، شوخی و یا نمایش لحظه‌ای زیبا باشد.

در فارسی می‌توان آن را «داستان ناگهان»، «داستان لحظه»، و «داستان آنی» ترجمه کرد.

برای تبدیل داستان کوتاه به داستانک لازم است که نویسنده بخش اصلی داستان کوتاه را در نظر بگیرد و آن را خلاصه کند. داستانک از طرح اولیه‌ای که برای نوشتن یک رمان و یا داستان کوتاه در ذهن نویسنده شکل می‌گیرد هم کوتاه‌تر و خلاصه‌تر است. ایجاز مهم‌ترین صنعت ادبی در نوشتن داستانک است و نویسنده‌ای که می‌خواهد داستانک بنویسد حتماً باید از نحوه ایجاز اطلاع داشته باشد تا با چیدن درست و مناسب کلمات داستانک را شکل دهد.

«در زدن» نام داستان کوتاه تخیلی‌ایست که فردریک بروان در سال ۱۹۴۸ نوشته. این داستان با دو جمله دلهره‌آور شروع می شه، که خودِ این دو جمله یک داستانک به حساب می آیند.

The last man on Earth sat alone in a room. There was a knock on the door

آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!؟

Walter Phelan آخرین مرد زنده روی زمین است. داستان در مورد حمله موجودات فضایی‌ای به سرکردگی فردی به نام Zan به زمین است که در حال نابود کردن حیات بر روی کره زمین می‌باشند. او تمام جانداران به جز گونه‌های عجیب آن‌هایی را که برای باغ وحش خود می خواهد کشته. Zan که نامیرا هست، وقتی می‌بیند تمام موجودات عجیب باغ وحشش یکی پس از دیگری در حال مردن هستند، آشفته می شود.

آن ها سراغ والتر می روند و از او مشورت می خواهند، والتر هم به آن ها می گوید که جانوران به دلیل کمبود محبت می‌میرند. پس به Zan پیشنهاد کرد که جانوران زنده مانده را نوازش کند تا نمیرند. او یک جانور را انتخاب می کند ولی Zan پس از نوازش آن به طور عجیبی می میرد. موجودات فضایی از ترس مرگ فرمانده‌شان زمین را ترک می کنند. بعدا معلوم می شود که آن موجودی که والتر انتخاب کرده بود، نوعی مار سمی بود.

داستان همان گونه که شروع شده بود، تمام می شود :

آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!؟

به عنوان یک کل کل ادبی هم شخصی به نام ران اسمیت تنها با برداشتن یک حرف، داستانک کوتاه‌تری از ورژن فردریک بروان پدید آورد. Lock به جای Knock.

The last man on Earth sat alone in a room. There was a lock on the door

آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود، قفلی روی در زده شده بود!!

155 ratings3.6/5
منبع فارسیویکی‌پدیا

امیر

امیر

من امیر هستم، موسس این سایت. ۳۰ سال سن دارم و از سال ۲۰۱۰ به صورت حرفه‌ای به فعالیت‌های مربوط به وبمستری می‌پردازم. در حال حاضر به طراحی و بهینه‌سازی سایت‌های وردپرسی مشغولم. امیدوارم از مطالب لذت ببرید، منتظر خوندن نظراتتون هستم.

b2

20
دیدگاه بگذارید

avatar
 
smilewinkmrgreenneutraltwistedcooleviloopscrylolsadideaangrybearbigsmileblushconfuseddeveloperevilgrinexclaimfacepalmheartkittenmindblown-altquestionrolleyesstarsurprisedtongueuneasy
16 سلسله نظر
4 جواب‌های سلسله نظر
0 دنبال‌کنندگان
 
پرواکنش‌ترین نظر
داغ‌ترین سلسله نظر
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
مژگان
مهمان
مژگان

آخرین انسان زمین دراتاقش نشسته بود ک ناگهان در زدند؛ با ترس و لرز و چشمانی ک از فرط خستگی درحال بسته شدن بودند ب سمت در رفت با دستانی لرزان دستش را ب سمت در دراز کرد عرق را در تیرک کمرش احساس میکرد آب دهانش مانند سیبی کوچک از گلویش پایین میرفت در را باز کرد اما با موجودی ک جلوی خود میدید تمامی تنو بدنش ب صورت هیستریک شروع ب لرزیدن کرد چشمانش از تعجب ب گشاد ترین حالت ممکن شکل گرفته بود لب هایش میلرزید دستان نحیفو لاغرش را ب سمت صورت آن موجود دراز کرد… بیشتر بخوانید »

مژگان
مهمان
مژگان

😊عالی

سجاد.میم
مهمان
سجاد.میم

این دیدگاه ها رو که میخونم میبینم چقدر فهم مردم پایینه. باید اون داستان یک خطی رو درک کنی تا متوجه بشی واقعا ترسناکه. شما متوجه نمیشید دلیل این نیست که مزخرف باشه.

علی
مهمان
علی

موضوعش اشتباهه آخرین انسان روی زمین جنتیه که اسرافیل فرشته روز قیامت بهش سپرده هر وقت اراده کرد احیانا خواست بیاد اون دنیا یادش نره خورشیدم خاموش کنه

یه دوست
مهمان
یه دوست

این یه داستانه mindblown-alt

Fatema
مهمان
Fatema

آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند تق تق تق آخرین انسان جواب داد کیه کیه در میزنه؟ صدایی نیامداو باز پرسید کیه کیه در میزنه؟ ناگهان صدایی وحشتناک از پشت در گفت منم منم آدم فضایی اومدم تو رو بخورم او گفت مگه من الاغم درو باز کنم در نتیجه آدم فضایی ضایع شد و با غصه سوار بر سفینه اش شد وبه سیاره خود بازگشت. تمام.
این بهترین داستان کوتاه یک صفحه ای بود تازه هم طنز داشت هم ترسناک بود.ممنون

Sadra Ebrahimi
عضو

خخخخخخخخ ایول

b1
error: Alert: Content is protected !!