۱۰ جمله جالب که محکومین قبل از اعدام گفته‌اند!

در این مطلب شما را با ۱۰ نفر محکوم به اعدام آشنا خواهیم کرد که درست لحظاتی قبل از مُردن جملاتی جالب بر زبان آورده‌اند.

10- کارل پانزرام

carl panzram

اگر می‌خواستند دنیای خلافکاری را به‌صورت کمپوت دربیاورند اسم آن کمپوت می‌شد کارل پانزرام آچار فرانسهٔ خلافکارها. این بشر آن‌قدر خلافکار بود که جلاد وعموقناد فرقی برایش نداشت که می‌خواستند او را به دیار باقی بفرستند آن‌قدر عجله داشت که به جلادش گفت: «دِ بجنب دیگه تنِ لش شب شد. من بودم به‌جای این‌همه فِس‌فِس کردن تا الان ۱۰-۱۲ نفر رو دار زده بودم.»

کارل پانزرام کسی بوده که در پروندهٔ قطورش ارتکاب به قتل، تجاوز، آتش زدن و دزدی مسلحانه به‌صورت فله‌ای وجود داشت و در ۵ سپتامبر ۱۹۳۰ او را به دار مجازات آویختند. نکته اسرارآمیز دربارهٔ او این است که تمام قتل و تجاوزهایش را فقط پیش تنها رفیقش که زندان‌بان هِنری لِسِر بود اعتراف کرده است. می‌گویند کارل پانزرام به ۲۲ فقره قتل و ۱۰۰۰ فقره تجاوز اعتراف کرده بود و حتی گفته بود: «برای یک کدامش هم متأسف نیستم.»

کار جالب دیگر پانزرام این بود که نه تنها خودش حاضر به ارائهٔ درخواست تجدیدنظرخواهی نشد، بلکه یک سری از مدافعین حقوق بشر که می‌خواستند به‌جای او درخواست فرجام بکنند را نیز به مرگ تهدید کرد. هنگامی‌که داشتند طناب دار را دور گردنش می‌انداختند، او یک تُف آب‌دار به‌صورت جلاد انداخته بوده و گفته بود: «فاز می‌داد همه مردم دنیا گردن‌هاشون رو به هم می‌چسباندن، منم دست می‌انداختم دورش و یه جا همه رو با هم خفه می‌کردم!»  وقتی‌که جلاد به او گفت، آیا قبل از مرگ خواستهٔ دیگری نداری، در جوابش با لحن بدی گفته بود: «دِ بجنب دیگه تنِ لش شب شد. من بودم به‌جای این‌همه فِس و فِس کردن تاالان ۱۰-۱۲ نفر رو دار زده بودم.»

9- گری گیلمور

slogan

آیا می‌دانستید شعار تبلیغاتی نایک (Just Do it) از آخرین جملهٔ یک اعدامی گرفته شده‌است؟ او اولین فردی بود که پس از وضع مجدد قانون اعدام در آمریکا در دههٔ هفتاد تیربار شد و چند ثانیه قبل از اعدامش گفته بود: «(Let’s Do it) برو که رفتیم!»

در زمستان ۱۹۷۶، کل آمریکا دربارهٔ گری گیلمور بحث می‌کردند. قاتلی از شهر یوتا که خودش مرگ خود را درخواست کرده بود. گیلمور که از طریق کارهای مجرمانه زندگی خود را می‌گذراند، ۲ نفر را به فاصلهٔ ۲ روز در تابستان همان سال کشته بود. یکی کارمند پمپ‌بنزین بود و دیگری صاحب یک مسافرخانه. هیئت منصفه به اتفاق آراء گری را به اعدام محکوم کردند. آن موقع‌ها محکومین اعدام چند گزینه داشتند.

در یوتا شما ۲ گزینه داشتید، یا چوبهٔ دار یا تفنگ و تیربار. گری خیلی اهل طناب‌بازی نبود. او اولین فردی شد که پس از وضع مجدد قانون اعدام، مشمول این قانون شد. وقتی زمان موعود فرا رسید، گری را کت‌بسته آوردند داخل یک کارخانهٔ کنسروسازی متروکه که پشت زندان قرار داشت و او را بستند به یک صندلی. آنجا بود که گری جملهٔ معروفش را گفت «Let’s Do it – برو که رفتیم.» خیلی سریع پس از اعدام، بر اساس وصیتی که گری کرده بود، قرنیهٔ چشمش را درآوردند و به چشم یک بنده‌خدایی پیوند زدند.

از آن به بعد گری گیلمور به یک نماد فرهنگی تبدیل شد. می‌گویند جک نیکولسون با الهام گرفتن از شخصیت گری گیلمور فیلم «پستچی همیشه دو بار در می‌زند» را بازی کرد. از اسم گری گیلمور در برنامهٔ کمدی Saturday Night Live بارها استفاده شده‌است. از همه این‌ها معروف‌تر، همان شعار تبلیغاتی شرکت نایک است که توسط فردی به نام دَن ویدِن و به تأسی ازجملهٔ خداحافظی گری ساخته‌شده‌است.

8- جیمز دی. فِرِنچ

mr french

شاید هیچ‌چیزی باحال‌تر از این نباشد که اعدام شدن خودتان را هم مسخره کنید. کاری که آقای فرنچ قبل از اعدامش با صندلی الکتریکی انجام داد و گفت: فردا روزنامه‌ها چی تیتر می‌زنند؟ «!French Fries» در فرهنگ آمریکایی به سیب‌زمینی سرخ‌کرده French Fries می‌گویند.)

جیمز دی. فرنچ در ۱۰ آگوست ۱۹۶۶ اعدام شد. او آخرین مجرم آمریکایی‌ای بود که قبل از لغو قانون اعدام در اوکلاهاما اعدام شد. او تنها زندانی اعدام‌شدهٔ کل آمریکا در آن سال بود. آقای فرنچ که همین‌طوری هم یک حبس ابد پشت قباله‌اش افتاده بود، از ترس این‌که در زندان خودکشی نکند هم-سلولی‌اش را کشت تا دادگاه را لای منگنه بگذارد تا حکم اعدامش را ببرند. گفته می‌شود قبل از این‌که فرنچ را ببرند پای صندلی الکتریکی این جمله را بیان کرده است:

فردا روزنامه‌ها چی تیتر می‌زنند؟ «French Fries»

بعد از اعدام فرنچ، دیگر تا مدت‌ها کسی را به این شیوه اعدام نکردند.

7- ماری آنتوانت

marie antoinette

تا حالا کسی را دیده‌اید که از جلاد معذرت‌خواهی کند؟ ماری آنتوانت بعد از این‌که اشتباهی پایش رفت روی پای جلاد برگشت و خیلی شیک و مجلسی به او گفت: «معذرت می‌خواهم آقا. نمی‌خواستم پای شما را لگد کنم.»

یکی از بی فروغ‌ترین خورشیدهایی که غروب کرد، خورشید روز ۱۶ اکتبر ۱۷۹۳ بود که شاهد اعدام ماری آنتوانت بود. روزی که گردن ماری آنتوانت زیر تیغ گیوتین رفت. البته فریاد خوشحالی و هیاهوی انقلابیون فرانسوی برای سر به نیست کردن ملکه‌شان چنان به هوا رفت که کسی نمی‌تواند بگوید آن روز خیلی غم‌انگیز بود. قبل از این‌که ماری آنتوانت را دار بزنند، موهایش را مثل پشم گوسفند زده بودند و او را درحالی‌که فقط یک لباس سفید ساده بر تن داشت با گاری از داخل شهر پاریس به محل گیوتین آورده بودند. بعد از این‌که سر ماری آنتوانت از بدنش جدا شد، جلاد با ژستی پیروزمندانه سر او را با دست بلند کرد و نشان جمعیت داد تا همهٔ انقلابی‌ها آن را ببینند.

بااین‌وجود، خیلی از مردم که خود را آماده کرده بودند زن ۳۸ ساله را در حالت التماس و لابه و گریه و زاری ببینند، رکب خوردند. روزنامه‌نگار و انقلابی مشهور قرن ۱۸، ژاک هِبِرت در روزنامه‌اش «لُپِق» وقایع آن روز را این‌طور شرح داد: «ماری تا آخرش جسور و بی‌باک ماند. او تا آخر اعدام وقار خود را حفظ کرد.»

آخرین کلمات او قبل از مرگش این بود:

«ببخشید آقا، نمی‌خواستم پای شما را لگد کنم.» او این جمله را پس از این گفت که بعد از بالا رفتن از داربست مخصوص گیوتین پایش به اشتباه پای جلاد، هنری سانسون، را لگد کرد.

6- مایکل نی

michael ney

یکی از محبوب‌ترین مارشال‌های ناپلئون نامش مایکل نی بود. پس از این‌که مایکل نی در جنگ واترلو شکست خورد کاری کرد که معلوم شد چرا افرادش مثل بُت او را می‌پرستیدند. مایکل نی با روحیه‌ای کاملاً ارتشی و بدون این‌که کوچک‌ترین لرزشی در صدایش داشته باشد به جوخهٔ اعدام خود دستور داد بدون بستن چشم‌بند او را تیربار کنند. جملهٔ آخرش چه بود؟ «جوخــــــه، آمـــــاده، شلیــــــــک!»

مایکل نی به خاطر اخلاق کله‌خری و دل و جگری که داشت در بین سربازان خود بسیار محبوب بود و به‌خاطر رنگ موهایش به او لقب «le Rougeaud» یا کله زنجبیلی را داده بودند. بنابراین درک می‌کنید، چرا کسی که بعد از مرگش لقب «شجاع‌ترینِ شجاعان» را گرفت، حاضر نبود تا برپایی مراسم اعدام عمومی‌اش در پاریس صبر کند.

پس از شکست در جنگ واترلو نی دستگیر شد. او را حبس کردند و دادگاه صحرایی حکم به گناه‌کار بودن او داد. عنوان جُرم: «خیانت به وطن.» دادگاه تعیین کرد که او را در ۷ دسامبر ۱۸۱۵ در نزدیکی لوکزامبورگ تیربار کنند. وقتی به او گفتند آخرین درخواستت قبل از مرگ چیست، نی درخواست کرد تا فرماندهی جوخهٔ اعدامش را خودش به عهده بگیرد. در طی مراسم اعدام، نی حاضر به بستن چشم‌بند نشد و خودش فرمان آتش را بدون کوچک‌ترین تته‌پته‌ای صادر کرد. آخرین کلماتی که او بر زبان آورد چنین بود:

«جوخه به گوش! وقتی‌که فرمان آتش را اعلام کردم، مستقیم به قلبم شلیک کنید… منتظر فرمان بمانید… این آخرین فرمان من به شماست. من به محکومیت‌ام اعتراض دارم. صدها بار برای فرانسه جنگیده‌ام و حتی یک‌بار نیز علیه آن کاری نکرده‌ام… جوخــــــه، آمـــــاده، شلیــــــــک!»

5- وینس گوتیرز

vincent gutierrez

وینس گوتیرز که در طی سرقت یک خودرو مردی را کشته بود به‌عنوان حرف آخر خود گفت: «الان که بدل‌کارم رو بدجوری لازمش دارم معلوم نیست کجا غیبش زده؟» بعد از یک ماشین دزدی که منجر به قتل یک مرد ۴۰ ساله شد، وینس گوتیرز ۲۸ ساله در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۰۷ با تزریق سم در هانتسویل تگزاس اعدام شد. گوتیرز که می‌گفتند به بیماری اختلال دوقطبی مبتلاست، موقع خداحافظی کمی از خودش نمک ریخت. جملات پایانی او در دنیا این بود:

«می‌خواهم به همه اعلام کنم بنده از این وضعیتی که پیش آمده متأسف هستم. کارم خیلی بد بود – هر کسی که اینجاست به خاطر اتفاقیه که افتاده. می‌خوام از همه تشکر کنم که در طی این سال‌ها اینجا بودن. از بچه‌های خارج کشور، که خیلی منو تغییر دادن. خدمت خواهر دوریس، مادرم، داداشام و خواهر و بابام: من مخلص همه‌تون هستم. داداش.. الان که بدل‌کارم رو بدجوری لازمش دارم معلوم نیست کجا غیبش زده؟ خدا تمام زندگی و نجات‌بخش منه، از هیچی نمی‌ترسم.»

گوتیرز هزار و شصت و هشتمین اعدامی آمریکا از سال ۱۹۷۶ تاکنون است.

4- جورج اَپل

g appel

البته جورج اَپلِ قاتل هیچ ربطی به شرکت اَپلِ شادروان استیو جابز و شرکا (که آن‌هم به نوع دیگری قاتل جیب مردم است) ندارد. مدت‌ها قبل از این‌که خوره‌های کامپیوتر سیب گاز بزنند این جورج اَپل آدم تیلیت می‌کرد. آقای اَپل بالاخره در تور قانون گیر افتاد و صدای چکش قاضی دادگاه نیویورک حکم به اعدام او در سال ۱۹۲۸ با استفاده از صندلی الکتریکی را داد. اَپل خان که از قضا روز اعدام حالش بسیار خوب بود شمه‌ای از هنرهای خود را به رخ ملت کشید و در آخرین حرف‌هایش قبل از افقی شدن، به‌جای این‌که مثل ماری آنتوانت اشک مردم را دربیاورد، برایشان کلاس مربا پزی گذاشت. او گفت:

«خب، آقایان محترم، تا لحظاتی بعد شما در حال مشاهدهٔ baked Apple (سیب پخته) خواهید بود.»

3- توماس جی. گراسو

spaghetti o

درایالات متحدهٔ آمریکا رسم است که برای کسی که در صف اعدام قرار دارد، شب قبل از اعدامش به او حال می‌دهند و هر غذایی که سفارش دهد را برایش فراهم کنند تا با یک شکم سیر دار فانی را وداع بگوید. یکی از این اعدامی‌ها سر این قضیه بدجوری جوگیر شد.

آقای توماس جی گراسو در سال ۱۹۹۵ اعدام شد. آن‌هم به خاطر این‌که چراغ‌های ریسهٔ تزئین درخت کاج کریسمس را برداشته بود و دور گردن یک پیرزن ۸۵ ساله انداخته بود و او را خفه کرده بود. کار عجیبی که جناب گراسو شب قبل از اعدام انجام داده بود این بود که یک لیست بلندبالا از غذاهای موردعلاقه‌اش را برای آشپزخانهٔ زندان فرستاده بود تا برایش فراهم کنند. نامبرده که به‌نوبهٔ خود یک گاو قوطی تمام‌عیار بود، این منوی اَبَرهیولایی را سفارش داده بود: ۱۲ عدد ماهیچهٔ گوسفندی بخارپز شده، ۱۲ عدد حلزون بخارپز شده (معطر به لیموترش)، یک دابل چیزبرگر از Burger King، شش سیخ کباب دنده، ۲ میلک شیک توت‌فرنگی، یکی و نصفی پای کدوحلوایی مزین به خامهٔ شیرینی، مقداری توت‌فرنگی خردشده و البته یک بسته ۵۰۰ گرمی اسپاگتی حاضری O شکل که با دمای اتاق سِرو شود.

با عرض تأسف برای حضرت گراسو، این لیستِ خَر خوری‌ای که ایشان اُرد داده بودند چنان برای آشپز زندان تنگ آمد که اشتباه مهلکی در تهیهٔ شامِ آخر به وقوع پیوست. آخرین کلمات گراسو قبل از مرگش این‌ها بود: «برام اسپاگتی O شکل نیاوردن، اسپاگتی معمولی آوردن. می‌خواستم همه رسانه‌ها در جریان باشن!»

2- دیوید متیوز

david matthews

تخصص دیوید متیوز این بود که خانه لخت می‌کرد. وی به همین ترتیب روزگار می‌گذراند تا این‌که در یکی از دزدی‌هایش گند بالا آورد و یک نفر را کشت تا راهی حلفدانی شود و نهایتاً دادگاه اوکلاهاما حکم به باطل کردن شناسنامه‌اش بدهد. تاریخ اعدام او ۳ دفعه به عقب افتاد زیرا فرماندار سابق ایالات اوکلاهاما، جناب بِرَد هِنری، ۲ بار تاریخ اعدام را کنسل کرد تا به وکلای مدافع زمان داده شود تا دربارهٔ ادعای بی‌گناهی متیوس بیشتر تحقیق کنند. سومین درخواست کنسل کردن اعدام وقتی صادر شد که وکلای مدافع با نوع سَمی که قرار بود به متیوز تزریق بشود مخالفت می‌کردند.

درنهایت از این ستون به آن ستون کردن، برای متیوز نگون‌بخت فرجی حاصل نکرد و روز اعدام فرارسید. تنها چند لحظه قبل از این‌که متیوز را با استفاده از تزریق سم راهی قبرستان کنند، وی گردنش را چرخاند و به اعضای خانواده‌اش نگاه کرد و با لبخندی ملیح گفت : «فکر کنم تلفن فرماندار سوخته. هنوز زنگ نزده کنسل کنه!»

1- جیمی آل. گِلَس

jimmy glass

جیمی آل. گلس را در ۱۲ ژوئن ۱۹۸۷ توسط صندلی الکتریکی «تاکسیدِرمی» کردند. چرا؟ چون در حین سرقت مسلحانه از مهمانخانهٔ دیکسی در روز کریسمس ۱۹۸۲، آقا و خانم براون را به ضرب گلوله از پا درآورده بود. جالب این‌جاست که آقای گِلَس و رفیق دیگرش جیمی وینگو (که او هم در ادامه افتخار جلوس بر روی صندلی الکتریکی نصیبش شد) روز قبل از کریسمس از زندان دررفته بودند.

لحظاتی قبل از این‌که گلس بر روی صندلی الکتریکی، رقص بندری را ایفا کند، آخرین کلماتش را این‌طور ادا کرد:

«ترجیح می‌دادم الان در حال ماهی‌گیری باشم.»

خب معلومه که ترجیح می‌دادی!

گِلَس جدا از این‌که آدم نااهلی بود، بدشانس هم بود. زیرا در هنگام کم شدنِ شرش، فقط یک رأی از سوی دادگاه عالی آمریکا برای لغو اعدام با صندلی الکتریکی کم بود.

  • 15 امتیاز
  • 4.6/5
15 امتیازX
افتضاح!بد!بد نیست!خوب!عالی!
0%0%6.7%26.7%66.7%
منبع فارسیبامیلو

منبع خارجیOddee

محمدجواد حیدری

محمدجواد حیدری

متولد ۱۹۹۱، شیراز، دانشجوی مهندسی حمل و نقل جاده‌های بدون روسازی و شنی، عاشق طبیعت و مناطق بکر....

ممکن است از این مطالب هم خوشتان بیاید!

دیدگاه بگذارید

8 دیدگاه روشن "۱۰ جمله جالب که محکومین قبل از اعدام گفته‌اند!"

avatar
 
smilewinkmrgreenneutraltwistedcooleviloopscrylolsadideaangrybearbigsmileblushconfuseddeveloperevilgrinexclaimfacepalmheartkittenmindblown-altquestionrolleyesstarsurprisedtongueuneasy
مرتب کن براساس...:   جدیدترین | قدیمی‌ترین | بیشترین رای
مهرداد
مهمان
مهرداد

جالب بود.سایت خیلی خوبی دارید.موفق باشید.

بنیامین
مهمان
بنیامین

سعی کن یه مقداری ادب و فرهنگ را رعایت کنی مخصوصا که شیرازی هم هستی

حماسه ایرانی
مهمان
حماسه ایرانی

مطلبی که شما مطرح کرده اید جالب است ول لحن مشمئز کننده شما که مرگ دیکران را مسخره می کنید و در باره اعدام احساس خوشمزگی به شما دست داده است بدون شک نشان شخصیت بی رحم و روح خالی از انسایت شماست. برایتان متاسفم. و به آقای فرامرز درود می فرستم

فرامرز
مهمان
فرامرز

لحن مطلب غیر انسانی بود. مجرم جنایتکار هم باشه باز حداقل حرمت انسانی رو داره که با مرگش اینطوری شوخی و تمسخر نشه، ولی در جامعه ای که حقوق زندگان به راحتی نقض میشه بدیهیست که اعدام محکومان هم اسباب مزاح و خوشحالی از نبودن جای آنهاست..

paniz
مهمان
paniz

عالیه عالی هرچقدر که بگم بازم کمه مطالبتون واقعا عالیه . اگه میشه مطالب های زیاد تری درباره فیلما بزارید ممنون

wpDiscuz
error: Alert: Content is protected !!

عجیب‌ترین‌های جهان را در ایمیلتان داشته باشید