۱۴ نظر جالب درباره کوروش بزرگ!

داوری درباره کوروش بزرگ موضوعی است که همواره پس از به پایان بردن سخن از زندگی آن رادمرد، به میان می‌آید و بیشتر کسانی که در مورد آن سردار نامور پارسی مطالبی نوشته‌اند، از ستایش او خودداری نکرده‌اند، اما در اینجا ما فقط به طور چکیده به نوشته‌های برخی از نویسندگان نامی غیر ایرانی اشاره می‌کنیم.

کوروش (2)
ایران در دوران کوروش بزرگ

14- آشیلوس: Aeschylus


ماخذ: یونانیان و بربرها
کوروش، قهرمان بختیار، چون به قدرت رسید، میان اقوام برادر، صلح برقرار کرد، و سپس لیدیه و فریگیه را مسخر خود ساخت و بر نیروی سراسر ایونی تسلط یافت. آسمان با او سر کین نداشت چون فرزانه بود.

13- تورات: Torah


ماخذ: کتاب اشعیاء نبی
کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان، از کوروش با احترام فراوان یاد می‌کند. در آیاتی از تورات چنین آمده است: خداوند می‌گوید... درباره کوروش... که او شبان من است و تمامی مسرت مرا به اتمام خواهد رسانید... خداوند به مسیح خویش، یعنی کوروش،... چنین می‌گوید: من پیش روی تو خواهم خرامید و جای‌های ناهموار را هموار خواهم ساخت، و گنج‌های ظلمت و خزاین مخفی را به تو خواهم بخشید... من کمر ترا بستم هنگامی که مرا ن‌شناختی تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند که سوای من احدی نیست.

کوروش (3)

12- هرودوت: Herodotus


ماخذ: سرگذشت کوروش- هرودوت
هرودوت در میان نوشته‌های خود، کوروش را چون پهلوان بی‌مانندی نمایان می‌کند که پارسیان را از باجگذاری رهایی می‌دهد و بزرگ‌ترین قوم فرمانروای جهان می‌سازد. بنا بر عقیده هرودوت، کوروش اندیشه‌های خردمندانه و هنرهای شاهانه دارد و از این روی برای پارسیان نیرومندترین شاهنشاهی‌ها را بنیاد می‌ریزد. پایه و ارجش چنانست که ایرانیان حتی فرزندان خود را در برابر وی ارزشی نمی‌نهند. هرودت کوروش را جنگاوری دوراندیش و پهلوان و نبرده و بی‌باک می‌نماید و او را دوستی وفادار و برازنده و شاهنشاهی پاکدل و آزاده و نرمخوی و شایسته ستایش تصویر می‌کند.

11- افلاطون: Plato


ماخذ: کتاب سوم قوانین- افلاطون
هنگام پادشاهی کوروش، ایرانیان، آزادی داشتند و همه مردان آزاد بودند و سرور و فرمانروای بسیاری از مردمان دیگر نیز بودند. فرمانروایان رعایای خود را در آزادی سهیم کرده بودند، چون سربازان و سرداران همه را به یک چشم می‌دیدند و با همه به برابری رفتار می‌کردند. اگر در میان ایرانیان مرد خردمندی بود که می‌توانست اندرزی بدهد که برای مردمان سودمند باشد، چنان می‌کردند که همه مردم از خردمندی او استفاده کنند.

پادشاه بر کسی حسد نمی‌ورزید اما به همه آزادی می‌داد تا آنچه می‌خواهند بگویند و آن کس را که اندرز بهتر می‌داد و رأی بهتر می‌نهاد، گرامی‌تر می‌داشت. این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد و بزرگ شد زیرا افراد، آزادی داشتند و در میان آنان محبت بود و نسبت بهم حس خویشاوندی می‌کردند.

10- گزنفون: Xenophon


ماخذ: کورش نامه- گزنفون
گزنفون گوید: روزی در اندیشه افتادم که راز کامیابی فرمانروایان و دولت‌ها و علت‌های فراز و نشیب ملت‌ها و حکومت‌ها و چگونگی رفتار رهبران و کردار زیر دستان و مهربانی و جانفشانی کسان نسبت به یکدیگر پی ببرم و بدین نتیجه رسیدم که برای انسان بسیار آسان‌تر است که بر جانوران فرمان راند تا بر آدمیان.

اما هنگامی که به یاد آوردم که چگونه یک تن یعنی کوروش پارسی بود که بسیاری از آدمیان و شهرها و ملت‌ها را فرمانبردار خود کرد، به ناچار گمان خود را دگرگون کردم و برآنم که حکومت بر انسان‌ها نه کاری ناشدنی است و نه حتی دشوار به شرط آنکه بخردانه و با هوشمندی در پی حکومت کردن برآئیم. و ما از آنجا که این بزرگ مرد را در خور همه گونه ستایش می‌دانیم، در باره تبار و خاندانش، زایش و پرورشش، و گوهرها و هنرهای خدادادیش و فرهنگ و آموخته‌هایش که این همه او را در فرمانروایی کردن بر مردمان کامیابی داده بود، پژوهش‌ها کرده‌ایم... باری می‌دانم که مردمان به دلخواه خود کوروش را فرمان بردند. با آنکه گروهی از آنان از او چندان دور بودند که مسافت می‌انشان را چند روز و یا حتی چند ماه می‌بایست طی کرد و بسیاری از آنان هرگزش ندیده بودند و برای بسیاری امیدی هم نمی‌رفت که روزی به دیدارش رسند. با این همه همگان او را از صمیم قلب بندگی می‌کردند. چون او کسی شایسته فرمانروایی از مادر زائیده نشده است.

کوروش (1)

9- دیودور: Diodorus


ماخذ: Diodorus Siculus
کوروش پسر کمبوجیه و ماندانا دختر پادشاه ماد، در دلاوری و کارآئی خردمندانه و در دیگر فرزانگی‌ها سرآمد مردم روزگار خود گشت، زیرا پدرش او را شاهانه پرورده بود و برای رسیدن به بزرگ‌ترین هدف‌ها و دست یابی به بهترین پایگاه‌ها تشویق کرده بود. از همان آغاز کارش پیدا بود که به انجام کارهای بزرگ کامیاب خواهد گشت زیرا فرزانگی و کارآئیش برای کسی چنان جوان و تازه پای به میدان نهاده، شگفت آور می‌نمود. همه گفته‌اند که کوروش نه تنها در جنگ دلاور و بی‌باک بود، بلکه در رفتار با زیردستانش میانه رو و پاک اندیش و انسان دوست بود و از این جهت ایرانیان او را پدر می‌خواندند.

8- گوبینو: Gobineau


ماخذ: تاریخ ایران باستان- حسن پیرنیا
او هیچگاه نظیر خود را در این عالم نداشته است... این یک مسیح بود، مردی که در باره‌اش تقدیر مقرر داشته بود باید برتر از دیگران باشد.

7- فلویگل: Floigl


ماخذ: V. Floigl، Cyrus und Herodot nach den Neugefundenen Keilinschriften
هنگامیکه اوضاع تاریک و اندوهبار جهان را در اندک روزگاری پیش از کوروش به یاد می‌آوریم، اهمیت بی‌کران آن شاه شکوه‌مند و بزرگ بهتر نمایان می‌شود. اگر او را بزرگ می‌دانند برای آنست که با وسایلی ناچیز به کامیابی‌هایی رسید که نمونه‌اش را کسی نشنیده بود. شاهنشاهی او نخستین شاهنشاهی جهانی بود. او مانند اسکندر، ژلیوس سزار، آتیلا، شارلمانی و یا چنگیز خان نبود که برای سیر کردن حس آزمندی و جنگ جویی خود بر سر مردمان بیگانه تاخته باشد. از همه این‌ها بالاتر، وی یک انسان بود. بر جامه‌اش لکه خون آلود هیچ فرمان کشتاری، یا کین جویی و ستمگری یافت نمی‌شود. او را به حق لقب بزرگ داده‌اند زیرا بدان گروه انگشت شماری از مردمان تعلق دارد که انسانیت نمی‌تواند از دادن لقب بزرگ به آنان دریغ کند.

6- جرج راولینسن: George Rawlinson


ماخذ: G. Rawlinson، Five Great Monarchies of the Ancient Eastern World
جرج راولینسن استاد نامی تاریخ شرق باستان با فلویگل و هرودتوس هم داستان است و می‌نویسد: منش و خوی کوروش بدانگونه که یونانیان به ما نشان می‌دهند، نماینده ستوده‌ترین پادشاهان باستانی خاور زمین است. کوشا و نیرومند و دلاور، در زیرکی‌های جنگی زبردست و دارنده همه ویژگی‌های یک اسپهبد پیروزمند. مردمانش را با رفتاری دوستانه و خودمانی فدائی خود می‌کرد، لیکن از پذیرفتن در خواست‌هایی که زیانشان در آن نهفته بود دریغ می‌نمود. چنان می‌نماید که کوروش در زندگی خصوصی و خانوادگی نیز همان سادگی و میانه روی آزادانه‌ای را که در کارها داشت، نگه می‌داشته است. می‌دانم که وی یک زن بیشتر نگرفت و وی شاهدخت کاساندان از تخمه هخامنشی بود... که چون درگذشت، شوهر را به اندوهی گران فرو برد.

کوروش (5)

5- ادوارد مِیِر: Edward Meyer


ماخذ: Cyrus in Encyclopaedia Britanica
ادوارد مِیِر، مورخ نامی آلمانی و نویسنده تاریخ باستان در مقاله‌ای کوروش را بدینگونه می‌ستاید: «پارسیان سربلندانه از وی بعنوان پدر یاد می‌کردند و یونانیان و دشمنان دیگر، به بزرگی او سرکرنش فرود می‌آوردند. بنابراین آفرین و ستایشی که گزنفن با برگزیدنش به عنوان قهرمان کتاب خود، در باره‌اش روا داشت، سزا و بجا بود.

4- سایکس: Sykes


ماخذ: Sir Percy Sykes- History Persia
ما نیز می‌توانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریایی (هند و آریایی) که سرگذشتش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است. من خود سه بار از آرامگاه وی دیدار کرده‌ام و توانسته‌ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم و در هر سه بار این نکته را یادآور شده‌ام که زیارت آرامگاه اصلی کوروش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده‌ام که به چنین افتخاری دست یافته‌ام.

3- دورانت: Durant


ماخذ: تاریخ تمدن- ویلیام دورانت
ویلیام دورانت مورخ و فیلسوف نامی آمریکایی کوروش را بدینگونه می‌ستاید: کوروش یکی از کسانی بود که گویا برای فرمانروایی آفریده شده‌اند، و به گفته امرسون همه مردم از تاجگذاری ایشان شاد می‌شوند. روح شاهانه داشت و شاهانه به کار برمی خاست. در اداره امور به همانگونه شایستگی داشت که در کشور گشایی‌های حیرت انگیز خود چنین بود. با شکست خوردگان به بزرگواری رفتار می‌کرد و نسبت به دشمنان سابق خود مهربانی می‌کرد.

2- گیرشمن: Ghirshman


ماخذ: ایران از آغاز تا اسلام- ر. گیرشمن
ر. گیرشمن باستان‌شناس فرانسوی سخنان گیرایی در ستایش کوروش دارد: نسیمی جدید بر سراسر جهان وزیدن گرفت، شهرها را از قربانی‌ها و قتل‌های به ناحق نجات بخشید، حریق شهرهای غارت شده را خاموش نمود و اقوام را از اسارت و بردگی آزاد کرد. ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان که وی ممالک ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگزار می‌نامیدند و یهودیان این پادشاه را بمنزله ممسوح پروردگار محسوب می‌داشتند.

کوروش (6)

1- ابوالکلام آزاد: Abul Kalam Azad


ابوالکلام آزاد، متفکر هندوستانی در کتاب ذوالقرنین یا کوروش بزرگ، و شماری از مفسرین معاصر مانند علامه طباطبایی صاحب المیزان، حکایت از آن دارند که مشخصات ذکر شده از ذوالقرنین در قرآن کریم و تاریخ‌ها، با منش تاریخی کوروش بزرگ همسویی دارد و وی را همان کوروش می‌دانند.

  • 1 امتیاز
  • 5/5
1 امتیازX
Very bad! Bad Hmmm Oke Good!
0% 0% 0% 0% 100%
1 امتیازX
Very bad! Bad Hmmm Oke Good!
0% 0% 0% 0% 100%
منبع فارسی هرمز

درباره نویسنده

من امیر هستم، موسس این سایت. ۲۶ سال سن دارم و همیشه آرزو داشتم سایتی داشته باشم درباره عجیب‌ترین چیزهای دنیا. شاید این همون فرصت باشه.

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

avatar
 

wpDiscuz
error: Alert: Content is protected !!

عجیب‌ترین‌های جهان را در ایمیلتان داشته باشید