۱۰ مورد معروف از کودکان قاتل در دوران معاصر!

+18

در این پست به کودکانی می‌پردازیم که در سنین کم به قاتل تبدیل شده و اعدام یا زندانی شده‌اند. این کودکان به‌واسطه بیماری‌های روانی، توهم و افکار خرافی و یا الگوگیری از رسانه و محیط و بازی‌ها و فیلم‌های خشونت زا تبدیل به قاتلینی کوچک شده و باز هم نقش رسانه و محیط را در تربیت کودک بیش‌ازپیش یادآوری می‌کنند.

10- اریک اسمیت

eric smith (1)

«شما فکر می­کنین من تهدیدی برای سلامت جامعه هستم. می تونم درک کنم چرا این‌جور فکر می­کنین. اما واقعیت اینه که این‌طور نیست، من کمک‌حال جامعه‌­مون هستم.»

در سن سیزده‌سالگی، اریک به خاطر عینک بزرگ، صورت کک‌مکی، موهای سرخ بلند و مخصوصاً لاله‌های گوش کشیده و آویزانش، دائماً مورد تحقیر و آزار هم سن‌وسالانش قرار می‌گرفت. این خصوصیات ظاهری، اثرات داروی صرعی بود که مادر اریک، هنگام بارداری مصرف کرده بود. اریک به خاطر قتل یک پسربچهٔ ۴ ساله دستگیر شد. پسرک را خفه کرده، سنگی بر سر او کوبیده و با قطعه‌ای چوب به او تجاوز کرده بودند. اریک نتوانست به پلیس بگوید چرا این کار را کرده است. روان‌شناسان، اریک را مبتلا به اختلال انفجاری متناوب (IED) تشخیص دادند، نوعی اختلال که در آن، بیمار نمی‌تواند خشم درونی خود را کنترل کند. اریک به زندان انداخته شد و تابه‌امروز هم، در زندان به سر می‌برد.

9- جاشوا فیلیپس

joshua phillips (1)

باید حواسمان باشد که یک بچهٔ چهارده‌ساله، یک بزرگ‌سال کوچک نیست.

روزی که مادر جاشوای ۱۴ ساله طبق معمول به تمیز کردن اتاق پسرش پرداخت، فکر نمی‌کرد این کار به افشای جنایت فرزندش منجر شود. مادر جاشوا، زیر تخت پسرش لکهٔ خیسی دید که تصور کرد از تشک آبی او نشت کرده است. زمانی که به بررسی نشتی احتمالی تشک پرداخت، زیر تخت پسرش با جسد بی‌جان مدی کلیفتون، دخترک هشت‌سالهٔ همسایه مواجه شد که چند روز پیش، ناپدیدشده بود. مردم نمی‌توانستند باور کنند جاشوا دست به قتل دخترک زده باشد، او حتی برای یافتن دخترک گمشده هم داوطلب شده بود. دادگاه جاشوا را به حبس ابد بدون امکان آزادی محکوم کرد. جاشوا هیچ‌گاه دلیل واقعی قتل دخترک را فاش نکرد. او گفت اتفاقی با چوب بیس‌بال ضربه‌ای به چشم دخترک وارد کرده، بعد او را به اتاق خود کشانده و با ضربات چاقو او را کشته است. هیئت منصفه، داستان جاشوا را باور نکرد.

8- جرج استینی

george stinney (1)

تنها زمانی که از او خواستند برخیزد و حکم دادگاه را بشنود، کمی مضطرب و هیجان‌زده شد.

زمانی که در سال ۱۹۴۴، حکم اعدام جرج استینی ۱۴ ساله به اجرا درآمد، او تبدیل به خردسال‌ترین مجرم اعدام‌شدهٔ قرن بیستم آمریکا گشت. جرج، متهم به قتل دو دخترِ ۱۱ و ۸ ساله بود که اجسادشان در گودالی کشف شده بود. جمجمهٔ این دختران با میخ بزرگ مخصوص راه‌آهن که در آن حوالی یافت شد، متلاشی شده بود. جرج پذیرفت که این جنایت را انجام داده است و گفت تنها قصد هم‌آغوشی با دخترک بزرگ‌تر را داشته، اما مجبور به کشتن هر دو دختر شده‌است. او محاکمه و به اعدام با صندلی الکتریکی محکوم شد. خانوادهٔ او به خاطر فقر مالی، نتوانستند درخواست تجدیدنظر بدهند.

7- لیونل تیت

lionel tate (1)

«من ادای کشتی‌گیرهای حرفه‌ای رو درمی‌آوردم…»

کسی نمی‌تواند تصور کند که یک مسابقهٔ سادهٔ کشتی، بتواند به قتل منجر شود. تیفانی کوچولو به کاتلین تیت سپرده شده بود تا در غیاب والدینش، از او مراقبت کند. کاتلین هم دخترک را به خانه‌اش برد و او را در اتاق پذیرایی، با پسر ۱۴ ساله‌اش، لیونل، تنها گذاشت تا تلویزیون تماشا کنند و به سراغ کارهایش رفت. کمی بعد متوجه سروصدایی از طبقهٔ پایین شد و بر سر بچه‌ها داد زد که کمتر سروصدا کنند. اندکی بعد، لیونل به مادرش خبر داد که دختر کوچولو از هوش رفته و نفس نمی‌کشد. لیونل به مادرش گفت آن‌ها مشغول تقلید کشتی گرفتن بوده‌اند و لیونل گردن دخترک را زیر بغل گرفته و سرش را چند بار بر میز کوبیده است. تحقیقات نشان داد علت مرگ دخترک، فشار زیاد وارد بر کبد وی بوده است. همچنین جمجمه و چند دندهٔ دخترک هم شکسته شده و اثر ورم مغزی ناشی از ضربات متوالی به مدت ۵ دقیقه نیز، در او مشاهده شد؛ علاوه بر ۳۵ جراحت بدنی دیگر… لیونل بعداً اعتراف کرد که از روی پاگردِ پلکان روی دخترک پریده و او را مجروح کرده است. لیونل به زندان ابد بدون بخشش، محکوم شد اما ازآنجاکه در زمان محاکمه، ازنظر سلامت روانی معاینه نشده بود، در سال ۲۰۰۴ از زندان آزاد شد.

6- بری دیل لوکایتیس

barry dale loukaitis (1)

این خیلی از درس حساب بیشتر حال میده!

در فوریهٔ سال ۱۹۹۶، دبیرستانی در حومهٔ واشینگتن، شاهد یک گروگان‌گیری خونین بود. گروگان‌گیر، بَری دیل ۱۴ ساله، هم‌کلاسی‌ها و معلم خود را در کلاس جبر به گلوله بست، دو دانش‌آموز و معلم خود را کشت و تعدادی را هم زخمی کرد. بری دیل از بیماری توهم و افکار خرافی رنج می‌برد. او روز گروگان‌گیری، لباس هفت‌تیرکش‌های غرب وحشی را پوشیده و چند اسلحهٔ متعلق به پدر خود را به همراه داشت. این گروگان‌گیری ده دقیقه به طول انجامید تا این که مربی ورزش مدرسه، توانست او را خلع سلاح کند. گرچه بری از بیماری روانی که در خانوادهٔ او هم سابقه داشت، رنج می‌برد، اما برای این کار خود، تحت تأثیر کلیپ موسیقی گروه مشهور پِرل جم، جِرِمی، قرار گرفته بود. جملهٔ او خطاب به هم‌کلاسی‌های وحشت‌زده‌اش (این خیلی از حساب جذاب تره!)، برگرفته از جمله‌ای در کتاب خشم، اثر استفن کینگ بود. بری به حبس ابد محکوم شد.

 

5- مری بِل

mary bell (1)

کشتن اونقدرها هم کار بدی نیست… همهٔ ما بالاخره یه روزی، یه جوری می‌میریم…

وقتی جسد برایان سه‌ساله کشف شد، بدنش از علف‌ها و گیاهان ارغوانی رنگ پوشیده شده بود. پیش از آن، جسد مارتین ۴ ساله هم در حالی کشف شده بود که او را خفه کرده بودند، ران هایش را سوراخ کرده و پوست بخش‌هایی از آلت تناسلی‌اش را کنده بودند. حرف M نیز بر شکم مارتین کوچک کنده شده بود. زمانی که مری بل این جنایات را انجام می‌داد، تنها ده سال داشت. او و دوستش، چندی بعد مخفیانه به یک پرورشگاه وارد شدند، و نامه‌ای از خود به‌جا گذاشتند که مسئولیت این قتل‌ها را به گردن می‌گرفت. سابقه خانوادگی مری بل در انجام این جنایات، بی‌تأثیر نبود. مری همواره فکر می‌کرد پدر واقعی‌اش بیل بل است، یک جنایتکار روانی که به خاطر سرقت مسلحانه در زندان به سر می‌برد. اما هویت پدر واقعی مری تابه‌امروز، نامعلوم مانده‌است. مری ادعا می‌کرد مادرش – که یک روسپی بود – در سن چهارسالگی او را وادار به هم‌خوابگی با مشتریانش می‌نمود. زمانی که مری بل دستگیر شد، تنها یازده سال داشت. او هنوز آن‌قدر بزرگ نشده بود که به زندان فرستاده شود و از سوی دیگر، چنان خطرناک بود که نمی‌شد او را در دارالتأدیب یا بیمارستان روانی، کنار کودکان دیگر نگه‌داری کرد. در زمان محاکمهٔ او، مادرش با فروش داستان زندگی مری، پول خوبی به جیب زد. مری ۲۳ سال بعد از زندان آزاد شد و برای پنهان ماندن هویت خود و دخترش، دعوی قضایی اقامه کرد که در آن برنده شد. این حکم قضایی، اکنون به دستور مری بل مشهور است.

4- جان ونابلس و رابرت تامپسون

jon venables and robert thompson (1)

همه پسربچه‌ها خوبن، تا موقعی که بزرگ میشن…

زمانی که مادر جیمز، او را در مغازه قصابی‌شان تنها گذاشت تا برود و زود برگردد، فکر نمی‌کرد این آخرین باری باشد که پسر دوساله‌اش را زنده می‌بیند. در این روز، جان و رابرت طبق معمول از مدرسه جیم شده بودند و مشغول گردش در بازار بودند. از مغازه‌ها چیز کِش می‌رفتند و توی رستوران‌ها مزاحم مردم می‌شدند. اینجا بود که پسرها این فکر به کله‌شان زد که بچه‌ای را بدزدند و حادثه‌ای ساختگی درست کنند، گویا که وسیله نقلیه‌ای با او برخورد کرده باشد. این دو پسربچه، پیش‌ازاین هم قصد چنین کاری را با یک بچهٔ دیگر داشتند اما مادر قربانی، خیلی زود متوجه گم‌شدن بچه‌اش شده بود. جان و رابرت، جیمز را از مغازهٔ مادرش دزدیدند، او را کتک زدند، روی زمین کشیدند و با لگد به جانش افتادند. رهگذرها فکر می‌کردند این‌ها، برادرانی هستند که دارند با هم دعوا می‌کنند. این دو پسرک ده‌ساله، قربانی ۲ سالهٔ خود را به محوطهٔ ریل‌های راه‌آهن کشاندند، به چشمانش رنگ پاشیدند، با میله آهنی بر سرش کوفتند، او را سنگ‌باران کردند، آجر به او پرتاب کردند و حتی او را مورد آزار جنسی قرار دادند… بعد، بدنِ نیمه‌جان او را روی ریل راه‌آهن گذاشتند و سرش را با سنگ پوشاندند. متخصصان گفتند مدتی قبل از آن‌که قطار، جیمز کوچک را زیر گرفته و له کند، او بر اثر شدت جراحات، درگذشته بود.

3- جِسی پامروی

jesse pomeroy (1)

شاید اینکارها رو هم کرده باشم.

جسی پامِروی، جوان‌ترین قاتل در تاریخ ایالت ماساچوستِ آمریکاست. جسی، هنگامی‌که تنها ۱۱ سال داشت، اعمال شرورانهٔ خود را آغاز کرد. او هفت کودک خردسال را ربوده، در مکانی مخفی آن‌ها را به بند کشیده و با فروکردن چاقو یا اشیاء نوک‌تیز به بدن آن‌ها، شکنجه‌شان می‌کرد. او دستگیر و به دارالتأدیب فرستاده شد، ولی یک سال و نیم بعد به دلیل رفتار خوب، آزاد شد. اما این، تازه شروع جنایات این کودک قاتل بود. سه سال بعد، او دختر ده‌ساله و پسر چهارساله‌ای را ربود و به قتل رساند. پلیس، زمانی که جسد دخترک ده‌ساله را در زیرزمین مغازهٔ لباس‌فروشی مادر جسی کشف کرد، او را دستگیر نمود. جسی به زندان ابد انفرادی محکوم شد و تا پایان عمرش، در سن ۷۲ سالگی، در زندان بسر برد.

2- گراهام یانگ

graham young (1)

مثل اعتیاد به یک دارو بود، با این تفاوت که این من نبودم که دارو را مصرف می‌کردم…

گراهام یانگ، از سنین کودکی به شیمی و به‌خصوص به سموم مختلف و تأثیر آن‌ها بر موجودات، علاقه‌مند شد. گراهام از سن ۱۴ سالگی شروع به ساخت و آزمایش سموم مهلک خانگی کرد. او برای تهیه مواد اولیه از داروخانه‌ها، در مورد سن خود دروغ می‌گفت و وانمود می‌کرد این مواد را برای آزمایش‌های مدرسه‌اش لازم دارد. نخستین قربانیان او، اعضای خانواده و دوستانش بودند: پدر، مادر و خواهرش با سمومی که او وارد غذایشان می‌کرد، بیمار شدند. اندکی بعد نیز، مادرِ مادرخواندهٔ گراهام، بر اثر مصرف غذای مسموم درگذشت. گراهام در سن ۱۴ سالگی به مهارت کافی در کار خویش دست یافته بود اما گاه خود نیز قربانی غذاهای مسمومی می‌شد که در خانه تهیه می‌کرد. زمانی که معلم مدرسهٔ گراهام، به آزمایش‌های او مشکوک شد، پلیس را در جریان گذاشت و گراهام دستگیر شد. در کشوی میز مدرسهٔ او، مواد سمی و نقاشی‌هایی از آدم‌های در حال مرگ یافته شد. گراهام به یک بیمارستان روانی فرستاده شد اما حتی آنجا هم پرستاران و دیگر بیماران توسط وی مسموم شده و جان می‌باختند. او چنان در کار خود مهارت پیدا کرده بود که به‌راحتی می‌توانست از برگ گیاهِ برگ‌بو، سیانور تهیه کند. گراهام در سن ۲۳ سالگی آزاد شد و برای زندگی نزد خواهرش رفت اما هم‌چنان به مسموم کردن قربانیان، که اکثراً از همکارانش بودند، می‌پرداخت. وی دوباره به زندان افکنده شد و تا زمان مرگش، در آنجا باقی‌ماند.

1- کریگ پرایس

craig price (1)

هر چه دخترا به آخر عمرشون نزدیک‌تر می‌شدند، بیشتر دلم می‌خواست زنده شون بذارم…

در سال ۱۹۸۹، اجساد بی‌جان و غرقه در خون جُوان هیتون و دو دختر ۱۰ و ۸ ساله‌اش، در منزلشان کشف شد. آن‌ها با بی‌رحمی هر چه تمام، با کارد آشپزخانه سلاخی شده بودند به‌گونه‌ای که تیغهٔ کارد، در گردن مادر خانواده، شکسته بود. پلیس در تحقیقات خود، انگیزه قتل را سرقت دانست و به کریگ که در همان حوالی زندگی می‌کرد مظنون شد. کریگ در ادامه تحقیقات به قتل این خانواده و قتل‌های مشابه پیش‌ازاین که در دوسال گذشته در منطقه رخ داده بود، اعتراف کرد. کریگ محاکمه و به حبس ابد محکوم شد. در آن زمان، او تنها ۱۶ سال داشت.

  • 12 امتیاز
  • 3.6/5
12 امتیازX
افتضاح!بد!بد نیست!خوب!عالی!
0%33.3%16.7%8.3%41.7%
منبع فارسیشگفتی‌ها

منبع خارجیListverse

محمدجواد حیدری

محمدجواد حیدری

متولد ۱۹۹۱، شیراز، دانشجوی مهندسی حمل و نقل جاده‌های بدون روسازی و شنی، عاشق طبیعت و مناطق بکر....

ممکن است از این مطالب هم خوشتان بیاید!

6
دیدگاه بگذارید

avatar
 
smilewinkmrgreenneutraltwistedcooleviloopscrylolsadideaangrybearbigsmileblushconfuseddeveloperevilgrinexclaimfacepalmheartkittenmindblown-altquestionrolleyesstarsurprisedtongueuneasy
4 سلسله نظر
2 جواب‌های سلسله نظر
0 دنبال‌کنندگان
 
پرواکنش‌ترین نظر
داغ‌ترین سلسله نظر
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
مهدی عباسی
عضو
مهدی عباسی

یه چیزی تو چند تاش مشترک بود…..
question

اف دی
مهمان
اف دی

همه شون بچه بودن؟ exclaim یا چیز دیگه؟

Mv H
عضو

اینم ی جور تفریحه دیگه. مثل شکار حیوانات

تارا
مهمان
تارا

روانی بدبخت

امیرحسین سلیمی
عضو
امیرحسین سلیمی

من وقتی ده سالم بود هنوز دندون زیر بالشت میزاشتم تا فرشته بیاد و جایزه بزاره بعد اینا lol lol lol lol lol lol lol lol

Donya M
عضو
donya M

mindblown-alt mindblown-alt mindblown-alt وای وای وای

error: Alert: Content is protected !!

عجیب‌ترین‌های جهان را در ایمیلتان داشته باشید