۱۰ سامورایی معروف تاریخ!

قبل از آشنایی با سامورایی ها، اولین چیزی که در مورد فرهنگ ژاپن باید بدانید این است که این سرزمین قدمتی بسیار دیرینه دارد و اولین نشانه‌های تمدن در ژاپن به ۵۰ هزار سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. در اصل ژاپن با این پیشینهٔ تاریخی جلوی کشور اصل و نسب‌داری مثل ما هم یک پیرمرد محسوب می‌شود. هر یک از دوران تاریخی این کشور برای خودش اسمی دارد و مثلاً از سال ۱۹۸۹ که امپراتور قبلی‌شان به نام هیروهیتو مُرد تا زمان حال در دورانی به نام «هیس‌های» قرار داریم.

بیشتر سامورایی‌های مشهور ژاپن بین سال‌های ۱۴۶۷ تا ۱۶۰۳ میلادی که ژاپنی‌ها به آن دورهٔ سن‌گوکو می‌گویند (دورهٔ ارباب رعیتی)، نفس‌کش می‌طلبیدند. در این دوره ژاپن به صورت فعلی‌اش متحد و یکپارچه نبود و هر کسی که یک اصطبل اسب و چند نفر سامورایی داشت برای خودش ریاست می‌کرد تا این‌که طمع بعضی از این افراد بالا زد و دل‌شان خواست به قلمرو بقیه پنجول بیندازند. این‌طور شد که جنگ داخلی سراسر ژاپن را فرا گرفت و بلانسبت شما همه مثل سگ و گربه به جان هم افتادند. پس از جنگ‌های بی‌شماری که ظرف این ۱۵۰ سال بین‌افراد قدرت‌طلب درگرفت، بالاخره یک نفر آدم باجَنَم پیدا شد که خشتک بقیه را سرشان بکشد و کیمونوی ریاست بر کل ژاپن را بر تن کند.

سامورایی

تقسیم قدرت در ژاپن دورهٔ سن‌گوکو به این ترتیب بوده که ابتدا امپراتور و خاندان سلطنتی ژاپن به‌عنوان خدایان روی زمین بر سر مردم ژاپن منت می‌گذاشتند و خوب‌هایش را اول سوا می‌کردند. سپس شوگان یا همان فرماندهٔ کل نیروها قرار می‌گرفت که در اصل بالاترین مقام اجرایی در ژاپن به شمار می‌رفت. در تاریخ ژاپن پیش آمده که شوگانی امپراتوری را از قدرت عزل کند و خودش پشت رُل بنشیند. بعد از شوگان هم دایمیوها یا همان ارباب‌ها بودند که بسته به قدرت و ثروت‌شان تعدادی سامورایی در اختیار داشتند و از رعایای منطقهٔ خود باج و خراج می‌گرفتند. این قضایا کم‌وبیش تا زمان جنگ جهانی دوم ادامه داشت تا این‌که ژاپن وارد جنگ جهانی شد و پس از ماجراهای پِرل هاربر و کامیکازی و بمب اتم مجبور شد تسلیم نیروهای متفقین بشود. در اصل نخستین و تنها باری که ژاپن به اشغال خارجی‌ها درآمده همان ورود نیروهای متفقین پس از جنگ جهانی است. اولین باری که مردم ژاپن صدای امپراتور را شنیدند وقتی بود که او در رادیوی ملی این کشور پیام تسلیم شدن ژاپن در برابر متفقین را قرائت کرد. این واقعه باعث شد تا منزلت خدایی امپراتور در میان انسان‌ها پایان بیابد.

از اصل مطلب که سامورایی‌ها بودند دور نشویم. سامورایی‌ها افراد اخمو، کم‌حرف و بد اخلاقی بودند که در شمشیرزنی و کتک‌کاری مهارت ویژه‌ای داشتند و به‌جای این‌که مثل بقیه زمین بیل بزنند و گوسفند بچرانند، برای ارباب‌ها شمشیر می‌زدند. یک سامورایی با همهٔ هارت‌وپورتش بندهٔ اربابش بود و وظیفه داشت تا پای جان به اربابش خدمت کند. اگر کسی ارباب را می‌کشت، آن سامورایی برای حفظ آبرو باید خودکشی می‌کرد. البته سامورایی‌هایی هم بودند که عطای ارباب را به لقایش بخشیده بودند و برای خودشان ول می‌گشتند و برای این و آن به صورت کنتراتی کار می‌کردند که به آن‌ها دیگر سامورایی نمی‌گفتند. می‌گفتند رونین. یعنی آدمکش. و این رونین اصلاً و ابداً کلمهٔ خوب و شرافتمندانه‌ای نبود.

سخن کوتاه کنیم و برویم به سراغ ۱۰ سامورایی خبیث.

10- هوجو اوجیت‌سونا - Hōjō Ujitsuna

هوجو اوجیت‌سونا

تاریخ تولد و مرگ: ۱۴۸۷ – ۱۵۴۱
لقب: «ایسه شینکورو»
هوجو اوجیت‌سونا پسر هوجو سون، مؤسس خاندان هوجو بود که خانواده‌اش کنترل قسمت عظیمی از منطقهٔ کانتو، پرجمعیت‌ترین جزیرهٔ ژاپن در دوران سن‌گوکو را در دست داشت. اوجیت‌سونا در دوران سن‌گوکو به دنیا آمده بوده و از وقتی چشم باز کرد تا ۶۰ سال پس از مرگش در ژاپن فقط جنگ بود و خون‌ریزی. وقتی اوجیت‌سونا در سال ۱۵۲۴ کنترل قلعهٔ اِدو را به دست گرفت، جنگ سهمگینی با خاندان اوئه‌سوگی به راه انداخت که این جنگ یکی از حادثه‌های مهم در تاریخ قرون‌وسطی ژاپن به شمار می‌رود. او اعتبار خاندانش را در منطقهٔ کانتو افزایش داد و تا زمان مرگش در سال ۱۵۴۱ خاندان هورا به یکی از قدرتمندترین و بانفوذترین خانواده‌های کشور ژاپن تبدیل کرد.

9- هاتوری هانزو - Hattori Hanzō

هاتوری هانزو

تاریخ تولد و مرگ: ۱۵۴۲ – ۱۵۹۶
لقب: «هانزوی شیطانی»
البته این لقب صرفاً برای ستایش توانایی‌های ترسناک هاتوری هانزو ساخته نشده بلکه برای تمایز بخشیدن او از واتانابه هانزو، دیگر نینجای آن زمان هم ساخته‌شده‌است. هاتوری هانزو به‌عنوان یک رهبر مقتدر که ۲۰۰ سامورایی خشمگین را زیر دست خود رهبری می‌کرد در ژاپن بسیار معروف است.

اگر از طرفداران فیلم‌های کوئینتین تارانتینو باشید این اسم به گوش‌تان آشناست. استاد شمشیرزنی در فیلم بیل را بکش از روی هاتوری هانزوی واقعی الهام گرفته شده‌است.

کسی چیز خاصی دربارهٔ زندگی هاتوری هانزو در سنین جوانی نمی‌داند، اما مورخان نوشته‌اند که او در سال ۱۵۴۲ به دنیا آمده است. هانزو خیلی زود مبارزه با شمشیر را آموخت و در ۱۶ سالگی برای اولین بار شمشیرش تشنه‌اش را با خون جنگجویان آب داد. او استعداد زیادی در شمشیرزنی داشت و با هر مبارزه پیشرفت می‌کرد. هانزو به توکوگاوا ایاسو وفادار بود و چندین بار جان این مرد را نجات داد. توکوگاوا بعداً تبدیل به شوگان ژاپن شد و پایه‌های حکومت شوگانی او که در قلعهٔ اِدو مستقر کرده بود ۲۵۰ سال ژاپن را اداره کرد. از ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۸. مقام هاتوری هانزو به‌عنوان اسطورهٔ دلاوری و وفاداری در بین سامورایی‌ها در ژاپن محفوظ است و جزو معدود افرادی است که اسم او را بر روی دروازه قصر امپراطوری ژاپن نوشته‌اند.

8- اوئه‌سوگی کنشین - Uesugi Kenshin

اوئه‌سوگی کنشین

تاریخ تولد و مرگ: ۱۵۳۰ – ۱۵۷۸
لقب: «اژدهای اِچیگو»
اوئه‌سوگی کنشین فرماندهٔ جنگی قدرتمندی بود که در دوران جنگ داخلی ژاپن رهبری خاندان ناگائو را به عهده داشت. او یکی از نوابغ نظامی‌گری بود و توانایی بسیار بالایی در هدایت نیروهای جنگی داشت و پیروزی‌های بسیار زیادی را در میدان جنگ به دست آورد و سران بسیاری از لشکرها را از دم تیغ گذراند. در یکی از نبردها، جنگجویان ارباب فانایوشی، سامورایی‌های کنشین را به محاصره درآورند اما کنشین تسلیم نشد و با استفاده از هوش و درایت خود موفق شد خود و افرادش را از محاصره خارج کند و سر فانایوشی را از گردنش جدا کند.

داستان نبردهای او با تاکدا شینگن، یک جنگ‌سالار قدرتمند دیگر، یکی از معروف‌ترین داستان‌های مربوط به زمان سن‌گوکو است. بین نیروهای این دو ۱۴ سال جنگ در گرفت و دو نفر چندین بار با یکدیگر به صورت تن‌به‌تن تا سر حد مرگ مبارزه کردند. بالاخره کنشین در سال ۱۵۷۸ مُرد. علت مرگ او ناشناخته باقی‌ماند اما بعضی از تاریخ‌نگاران اعتقاد دارند که علت مرگ او سرطان معده بوده است.

7- شیمازو یوشی‌هیسا - Shimazu Yoshihisa

شیمازو یوشی‌هیسا 1

تاریخ تولد و مرگ: ۱۵۳۳ – ۱۶۱۱
لقب: -
شیمازو یوشی‌هیسا جنگ‌سالار دیگری بود که او هم در دوران سن‌گوکو زندگی می‌کرد. نکتهٔ جالب در مورد او این بود که با دختر پدربزرگش ازدواج کرد، یعنی با عمهٔ خود.

یوشی‌هیسا در جوانی تمرین‌های زیادی کرد تا به یک فرماندهٔ نظامی کارآمد تبدیل شود و به همراه برادرانش موفق شد تا قسمت زیادی از منطقهٔ کیوشو را به تصرف در آورد. موفقیت‌های بی‌شمار او در جنگ موجب شد تا سامورایی‌های تحت فرمانش قسم شمشیر بخورند که تا ابد در خدمتش بمانند. کسانی که بدون کوچک‌ترین ترسی، در میدان نبرد برایش شمشیر می‌زدند. یوشی‌هیسا اولین کسی بود که توانست کل منطقهٔ کیوشو را قبل از نابود شدن توسط تویوتومی هیده‌یوشی و ارتش ۲۰۰ هزار نفری‌اش زیر یک پرچم متحد کند.

6- موری موتوناری - Mori Motonari

موری موتوناری

تاریخ تولد و مرگ: ۱۴۹۷ – ۱۵۷۱
لقب: «سامورایی شاعر»
موری موتوناری از گمنامی محض برخواست و هدایت چندین خاندان بزرگ ژاپن را در دست گرفت و به یکی از قدرتمندترین و ترسناک‌ترین جنگ‌سالاران دورهٔ سن‌گوکو تبدیل شد. او به یک‌باره وارد عرصهٔ قدرت شد و رقیبانش را یکی پس از دیگری در میدان جنگ از پا در آورد تا جایی‌که از ۱۱ منطقهٔ چوگوکو کنترل ۱۰ تای آن‌ها را به دست گرفت. خیلی از پیروزی‌های افسانه‌ای موتوناری در حالی به دست آمد که نیروهای حریف از نیروهای او بزرگ‌تر بودند و شهرت موتوناری به همین است. موری موتوناری علاوه بر مهارت در فنون رزمی انسان متفکر و با ذوقی بود و شعر می‌سرود.

قضیه نصیحت موتوناری به سه پسرش برای متحد باقی‌ماندن، بسیار معروف است. این پند و اندرز که بعضی‌ها آن‌را به لقمان حکیم نسبت می‌دهند در واقع متعلق به یک سامورایی است. موتوناری سه پسرش را فرا می‌خواند. ابتدا یک تیر و کمان را در دست می‌گیرد و آن‌را از وسط می‌شکند. سپس سه تیر و کمان بر می‌دارد تا آن‌ها را بشکند اما نمی‌شکنند. آن‌گاه او به پسرانش می‌گوید اگر متحد بمانید نمی‌شکنید.

5- میاموتو موساشی - Miyamoto Musashi

میاموتو موساشی

تاریخ تولد و مرگ: ۱۵۸۴ – ۱۶۴۵
لقب: «رونین ولگرد»
استاد بلامنازع شمشیر سامورایی. میاموتو موساشی از آن کسانی بود که درحین مبارزه بعد از رد و بدل شدن چند ضربهٔ سریع شمشیر، وقتی حریفش می‌خواست به او فحش خوار مادر بدهد (!) ناگهان متوجه می‌شد که خط قرمزی بر روی گردنش افتاده و بعد از چند ثانیه سرش از روی تنش لیز می‌خورد و جلوی پای موساشی کف زمین می‌افتاد. موساشی یک رونین بود (سامورایی بدون ارباب) که در دورهٔ سن‌گوکو زندگی می‌کرد و از این نظر مقام شایسته‌ای در بین سامورایی‌ها نداشت.

او مبدع سبکی از مبارزه در کنجوتسو (هنر شمشیرزنی) به نام نیتن‌ایچی (جفت بهشت) بود. تکنیک ابداعی او شامل به دست گرفتن ۲ شمشیر در دست و استفادهٔ هم‌زمان از هر دوی آن‌ها بود.

بر اساس داستان‌ها، او در سرتاسر ژاپن قرون‌وسطی سفر کرد و صدها مبارزهٔ تن‌به‌تن را بُرد. می‌گویند موساشی یک بار وارد یک مدرسه شمشیرزنی شده و یک‌تنه همهٔ حریفانش را شکست داده و بدون این‌که به او خال بیفتد از آن‌جا خارج شده‌است. موساشی به عنوان سرباز در چندین جنگ هم شرکت کرد و با شمشیرش سرهای زیادی را از بدن‌های‌شان جدا کرد.

بااین‌حال این سامورایی متفکر بزرگی نیز محسوب می‌شد و هنوز که هنوز است ایده‌ها و افکارش در ژاپن مدرن نیز در بین مردم نقل می‌شود. اکنون از او عمدتاً به‌عنوان نویسندهٔ «کتاب پنج حلقه» یاد می‌شود. کتابی دربارهٔ استراتژی و مفهوم فلسفی نبرد سامورایی.

میاموتو موساشی علاوه بر سامورایی‌گری، به هنر نقاشی هم علاقهٔ شدیدی داشت و از او آثاری هم به‌جامانده‌است. مِن‌جمله تصویری که از چهرهٔ خودش کشیده است. موساشی محبوبیت زیادی در ژاپن کنونی دارد و فیلم‌ها و سریال‌های زیادی از زندگی او ساخته‌شده‌است.

4- تویوتومی هیده‌یوشی - Toyotomi Hideyoshi

تویوتومی هیده‌یوشی

تاریخ تولد و مرگ: ۱۵۳۶ – ۱۵۹۸
لقب: -
تویوتومی هیده‌یوشی را یکی از پدران بنیان‌گذار ژاپن می‌دانند، زیرا او یکی از ۳ مردی بود که اعمال‌شان منجر به اتحاد ژاپن و پایان یافتن دوران خونین سن‌گوکو شد. هیده‌یوشی در جوانی به‌عنوان یک رعیت فقیر در صف مردان اودا نُبوناگای قدرتمند بود و با تیزهوشی خود را به نُبوناگا نزدیک کرد تا جایی که زمانی مقام «حمل کنندهٔ دمپایی ارباب» را به او دادند. اما ماجرا برای مرد زیرک ژاپنی به این‌جا ختم نشد. هیده‌یوشی پس از رشادت‌های فراوانش به درجهٔ سامورایی رسید و به مشاور نُبوناگا مبدل شد تا حدی که پس از مرگ اربابش جانشین او شد و شروع کرد به پایه‌ریزی ساختار اجتماعی فرهنگی کشور ژاپن. چیزی که تا ۲۵۰ سال بعد بر جای خود باقی‌ماند. او حمل شمشیر را برای افرادی که سامورایی نبودند ممنوع کرد و شمشیرها را از سرتاسر کشور جمع کرد تا شمشیر فقط به طبقهٔ سامورایی اختصاص داشته باشد. هر چند که این‌کار موجب شد قدرت نظامی به دست طبقهٔ سامورایی بیفتد اما از طرفی بزرگ‌ترین گام به سوی صلح و پایان دورهٔ سن‌گوکو به شمار می‌رفت.

3- تاکدا شینگن - Takeda Shingen

تاکدا شینگن

تاریخ تولد و مرگ: ۱۵۲۱ – ۱۵۷۳
لقب: «سامورایی غول‌پیکر»
می‌توان به جرأت گفت که تاکدا شینگن خبیث‌ترین ژنرال سامورایی دورهٔ سن‌گوکو بود. او به‌عنوان اولین فرزند پسر و وارث خاندان تاکدا به دنیا آمد، اما بعد از این‌که فهمید پدرش می‌خواهد برادر دیگرش را جایگزین خود کند، در یک کودتای بدون خون‌ریزی قدرت را از پدر خود به زور گرفت.

از آن به بعد شینگن به دنبال گسترش قلمرو خاندان خود به این سو و آن سو لشکرکشی کرد و با زور شمشیر مناطق زیادی را تحت سیطرهٔ خود در آورد. اما این چیزها شینگن را راضی نمی‌کرد. او به دنبال کل ژاپن بود. از این رو شینگن با خیلی از خانواده‌های قدرتمند دیگر متحد شد و شروع به پیشروی در سرزمین‌های خارج از قلمروی خود – منطقهٔ کای – کرد. شرح جنگ‌هایی خون‌باری که او در آن‌ها پیروز شده بسیار طولانی است. سهمگین‌ترین جنگ‌های شینگن با اوئه‌سوگی کنشین بود که در ۱۴ سال ۵ بار روبه‌روی همدیگر صف‌آرایی کردند اما پس از آخرین نبرد هیچ‌کدام از پس دیگری برنیامد.

بااین‌حال تنها کسی که قدرتش با قدرت اودا نُبوناگا برابری می‌کرد تاکدا شینگن بود. او از معدود افرادی بود که در شاخ‌به‌شاخ مستقیم با اودا نُبوناگا، او و جنگجویانش که در حال تصرف سریع مناطق بزرگی از ژاپن بودند را به شدت در هم کوبید.

دشمنان شینگن تنها نبوناگا و کینشن نبوند. چندین دسیسه برای کشتن و خلع کردن شینگن از قدرت به وقوع پیوست تا جایی‌که او پسرعمویش را به جرم خیانت به خود اعدام کرد. چندی بعد پسرش نیز به او خیانت کرد که او را هم کشت. شینگن در سال‌های آخر عمرش به امورات داخلی قلمرو تحت تصرفش پرداخت و از جمله این اقدامات ساختن سد بر روی رودخانه فوجی بود که یکی از بهترین زیرساخت‌های آن موقع محسوب می‌شد و نشان از درایت بالای شینگن داشت.

او در سال ۱۵۷۳ بر اثر بیماری مرد. بسیاری از مورخان می‌گویند اگر شینگن نمرده بود، شاید اودا نُبوناگا هیچ‌وقت به قدرت نمی‌رسید.

2- اودا نُبوناگا - Oda Nobunaga

اودا نُبوناگا

تاریخ تولد و مرگ: ۱۵۳۴ – ۱۵۸۲
لقب: «هِگِمون – ارباب قلمروها»
اودا نُبوناگا بنیان‌گذار ژاپن است. او کسی بود که توانست نقاط مختلف مملکت شورش‌زدهٔ ژاپن را فتح کند و همه را تحت لوای سرزمین آفتاب تابان متحد کند. او اولین جنگ‌سالاری بود که قلمروی وسیع خود را تحت یک نام واحد به کنترل درآورد و خاندان و سامورایی‌های تحت فرمانش را در اواخر دوران سن‌گوکو رهبری می‌کرد. نُبوناگا تا ۱۵۵۹ توانسته بود تمامی رقبای خود در منطقهٔ اوواری را از بین ببرد و قدرت را یک‌تنه به دست بگیرد. سپس او تصمیم گرفت که پا را فراتر بگذارد. از آن به بعد ۲۰ سال طول کشید تا نُبوناگا به‌عنوان قدرتمندترین جنگ‌سالار ژاپن به قدرت برسد.

از میان کل سرداران جنگی ژاپن در دورهٔ سن‌گوکو تنها معدود افرادی مثل تاکدا شینگن توانسته بودند در برابر نبوغ نظامی‌گری و استراتژی‌های جنگی منحصربه‌فرد او موفقیتی کسب کنند. مابقی را سگ کُش کرده بود. البته نُبوناگا خوش‌شانس هم بود که خطرناک‌ترین رقیبش شینگن قبل از او ریغ رحمت را سر کشید و عرصه را برای جولان او خالی گذاشت.

در ۱۵۸۲، نُبوناگا که در بالاترین موقعیت قدرت خود قرار داشت، در طی کودتای ژنرال خائن خودش، آکِچی میتسوهید، از قدرت به زیر کشیده شد. او که بعد از کودتا به داخل معبد هونوجی در کیوتو پناه برده بود دست به عمل آئینی سپوکو زد و جان خود را گرفت و جای خود را به یار وفادارش تویوتومی هیده‌یوشی داد.

توضیح: سپوکو آئین خودکشی مخصوص سامورایی‌هاست که در طی آن با شمشیر شکم خود را شکاف می‌دهند و دل و رودهٔ خود را با دست بیرون می‌کشند و روی زمین می‌ریزند تا بمیرند.

1- توکوگاوا ایاسو - Tokugawa Ieyasu

توکوگاوا ایاسو

تاریخ تولد و مرگ: -
لقب: شوگان مخوف
توکوگاوا ایاسو غول آخر سامورایی‌هاست. هر چند که او مثل بقیهٔ سامورایی‌های هم‌دورهٔ خود فتوحات متعددی در میدان نبرد نداشت اما در انتهای دورهٔ سن‌گوکو تنها سامورایی نام‌دار زنده‌ای بود که شمشیرش از دستش نیفتاده بود. ایاسو خاندان توکوگاوا را با اودا نُبوناگا متحد کرده بود، اما پس از مرگ نُبوناگا، خلاء قدرت ایجاد شد. با وجودی‌که تویوتومی هیده‌یوشی جانشین نُبوناگا شد، اما او تنها برای مدت کوتاهی توانست بر تمام قلمروی ژاپن حکم‌رانی کند.

از ۱۵۸۴ تا ۱۵۹۸ نیروهای توکوگاوا ایاسو به جان ارتش هیده‌یوشی افتادند تا کنترل ژاپن را در دست بگیرند. در ۱۵۹۸ هیده‌یوشی بر اثر بیماری جان خود را از دست داد و پسر ۵ ساله‌اش را به‌عنوان جانشین از خود باقی گذاشت. در ۱۶۰۰ در طی نبرد معروف سکی‌گاهارا، نیروهای توکوگاوا آخرین ضربهٔ مرگبار را به باقی‌ماندهٔ نیروهای متحد اودا و تویوتومی وارد کردند و کارشان را یکسره کردند.

ایاسو تبدیل به اولین شوگان خاندان توکوگاوا شد. خاندانی که توانست قدرت را تا سال ۱۸۶۸ حفظ کند. به قدرت رسیدن خاندان توکوگاوا باعث شد آیندهٔ این کشورشکل دیگری به خود بگیرد زیرا در طی دوران ۲۵۰ سالهٔ قدرت توکوگاوا، کشور ژاپن با پیش گرفتن سیاست ساکوکو ارتباط خود با بقیهٔ دنیا را قطع کرد.

  • 18 امتیاز
  • 4.4/5
18 امتیازX
افتضاح!بد!بد نیست!خوب!عالی!
0%5.6%16.7%5.6%72.2%
منبع فارسیبامیلو

منبع خارجیThe Richest

محمد جعفری

محمد جعفری

من یک گرافیست هستم!

ممکن است از این مطالب هم خوشتان بیاید!

1
دیدگاه بگذارید

avatar
 
smilewinkmrgreenneutraltwistedcooleviloopscrylolsadideaangrybearbigsmileblushconfuseddeveloperevilgrinexclaimfacepalmheartkittenmindblown-altquestionrolleyesstarsurprisedtongueuneasy
1 سلسله نظر
0 جواب‌های سلسله نظر
0 دنبال‌کنندگان
 
پرواکنش‌ترین نظر
داغ‌ترین سلسله نظر
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
لیلا
مهمان
لیلا

به نظر می رسه شخصیت سامورایی میاموتو موساشی خیلی جالب بوده نسبت به بقیه
(راستش پندهاشو در کتاب “دو کو دو” که خودش چند روز قبل از مرگش نوشته رو خوندم واقعا عالی بود)

error: Alert: Content is protected !!

عجیب‌ترین‌های جهان را در ایمیلتان داشته باشید